تبليغاتX
...:::به وبلاگ مجــاهــد غــریـب خوش آمدید:::...
بعضی ها عبرت بگیرند

در پی اقدامات اخیر بعضی از مصلحت اندیشان نظام که مسبوق به سابقه نیز می‌باشد٬ مجاهد بر آن شد تا نامه امام به آقای منتظری که در آن زمان قائم مقام رهبری و از شاگردان نزدیک امام بود؛ که متاسفانه از روی سادگی در دامی که لیبرال‌ها و منافقین برای او پهن کرده بودند افتاد؛ پخش کند. محض اطلاع بعضی‌ها باید عرض کنم ایشان نیز خود را یار امام و دنباله روی رهبری می‌دانستند ولی همگی شاهد بودیم آنچکه اتفاق افتد.
 
رویدادها و حوادثی که در گذر زمان، رخ می دهد و پس از چندی به مسئله ای به نام «تاریخ» تبدیل می شود، اگر همراه با روشنگری و بازکاوی هوشمندانه نباشد، گردی به نام «تحریف» بر تارک تاریخ می نشاند که نه تاریخ که «شبح تاریخ» نام دارد و در واقع «دستکاری در تاریخ» و «قلب حقیقت به نفع واقعیت!» خواهد بود.

 

امام راحل (ره) هوشمندانه چنین روزهایی را می دید که هشدار داد: «ما که هنوز در قید حیات هستیم و مسائل جاری ایران را که در پیش چشم همه ما به روشنی اتفاق افتاده است، دنبال می کنیم، فرصت طلبان و منفعت پیشگان را می بینیم که با قلم و بیان بدون هراس از هرگونه رسوایی، مسائل دینی و نهضت اسلامی را برخلاف واقع جلوه می دهند و به حکم مخالفت با اساس نمی خواهند واقعیت را تصدیق کنند و قدرت اسلام را نمی توانند ببینند، و شکی نیست که این نوشتجات بی اساس به اسم تاریخ در نسل های آینده، آثار بسیار ناگواری دارد. درست آنچه را امروز برای ما روشن و واضح است، برای نسل های آینده مبهم می باشد؛ و تاریخ، روشنگر نسل های آینده است، و امروز قلم های مسموم در صدد تحریف واقعیات هستند، باید نویسندگان امین این قلم ها را بشکنند.» (صحیفه نور جلد 3- ص 435)

 

براساس تأکیدات امام (ره) و رهبر انقلاب در مورد آگاهی بخشی، روشنگری و شفاف شدن وقایع تاریخی و با توجه به تحریف تاریخ از سوی برخی نویسندگان، همچنین با توجه به غفلت معنادار برخی یاران انقلاب در پاسخ به این «تحریفات هدفمند» و کم کاری نهادهایی که متولی دفاع از اندیشه و کلام امام(ره) هستند، رجانیوز، در ادامه انتشار نامه ها و پیامهای مهم امام راحل، نامه مهمی خطاب به منتظری را منتشر می کند.

 

لازم به توضيح است که حضرت امام با وجود اصرار زياد بر انتشار اين نامه از رسانه ها، با تقاضا و صلاحديد مسئولان کشور مبني بر عدم انتشار در آن زمان موافق فرمودند. با اين حال، براي اولين بار نسخه اي از آن توسط حجت الاسلام فاکر در اختيار روزنامه جمهوري اسلامي قرار گرفت و در تاريخ 1/9/76 در روزنامه مذکور به چاپ رسيد و مورد تأييد دفتر نشر آثار امام نيز قرار گرفت و در سال 1378 در ضمن کتاب صحيفه امام به چاپ رسيد.

 

نامه به آقاي منتظري "عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي"

 


(جلد 21 - صفحه 330) نامه

 

زمان: 6 فروردين 1368 / 18 شعبان 1409

 

مكان: تهران، جماران

 

موضوع: عدم صلاحيت براي تصدي رهبري نظام جمهوري اسلامي

 

مخاطب: منتظري، حسين علي

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جناب آقاي منتظري

 

با دلي پر خون و قلبي شكسته چند كلمه‌اي برايتان مي‌نويسم تا مردم روزي در جريان امر قرار گيرند. شما در نامه اخيرتان نوشته‌ايد كه نظر تو را شرعاً بر نظر خود مقدم مي‌دانم؛ خدا را در نظر مي‌گيرم و مسائلي را گوشزد مي‌كنم. از آنجا كه روشن شده است كه شما اين كشور و انقلاب اسلامي عزيز مردم مسلمان ايران را پس از من به دست ليبرال‌ها و از كانال آنها به منافقين مي‌سپاريد، صلاحيت و مشروعيت رهبري آينده نظام را از دست داده‌ايد. شما در اكثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضعگيري‌هايتان نشان داديد كه معتقديد ليبرال‌ها و منافقين بايد بر كشور حكومت كنند. به قدري مطالبي كه مي‌گفتيد ديكته شده منافقين بود كه من فايده‌اي براي جواب به آنها نمي‌ديدم. مثلا در همين دفاعيه شما از منافقين تعداد بسيار معدودي كه در جنگ مسلحانه عليه اسلام و انقلاب محكوم به اعدام شده بودند را منافقين از دهان و قلم شما به آلاف و الوف رساندند و مي‌بينيد كه چه خدمت ارزنده‌اي به استكبار كرده‌ايد. در مساله مهدي هاشمي قاتل، شما او را از همه متدينين متدين‌تر مي‌دانستيد و با اينكه برايتان ثابت شده بود كه او قاتل است مرتب پيغام مي‌داديد كه او را نكشيد. از قضاياي مثل قضيه مهدي هاشمي كه بسيار است و من حال بازگو كردن تمامي آنها را ندارم. شما از اين پس وكيل من نمي‌باشيد و به طلابي كه پول براي شما مي‌آورند بگوييد به قم منزل آقاي پسنديده و يا در تهران به جماران مراجعه كنند. بحمد الله از اين پس شما مساله مالي هم نداريد. اگر شما نظر من را شرعاً

 

(جلد 21 - صفحه 331)

 

مقدم بر نظر خود مي‌دانيد -كه مسلماً منافقين صلاح نمي‌دانند و شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌تر مي‌كند-، با دلي شكسته و سينه‌اي گداخته از آتش بي‌مهري‌ها با اتكا به خداوند متعال به شما كه حاصل عمر من بوديد چند نصيحت مي‌كنم ديگر خود دانيد:

 

1 - سعي كنيد افراد بيت خود را عوض كنيد تا سهم مبارك امام بر حلقوم منافقين و گروه مهدي هاشمي و ليبرال‌ها نريزد.

 

2 - از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد، شايد خدا از سر تقصيرات شما بگذرد.

 

3 - ديگر نه براي من نامه بنويسيد و نه اجازه دهيد منافقين هر چه اسرار مملكت است را به راديوهاي بيگانه دهند.

 

4 - نامه‌ها و سخنراني‌هاي منافقين كه به وسيله شما از رسانه‌هاي گروهي به مردم مي‌رسيد؛ ضربات سنگيني بر اسلام و انقلاب زد و موجب خيانتي بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحي له الفدا- و خون‌هاي پاك شهداي اسلام و انقلاب گرديد؛ براي اينكه در قعر جهنم نسوزيد خود اعتراف به اشتباه و گناه كنيد، شايد خدا كمكتان كند.

 

و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولي در آن وقت شما را ساده‌لوح مي‌دانستم كه مدير و مدبر نبوديد ولي شخصي بوديد تحصيل‌كرده كه مفيد براي حوزه‌هاي علميه بوديد و اگر اين گونه كارهاتان را ادامه دهيد مسلما تكليف ديگري دارم و مي‌دانيد كه از تكليف خود سرپيچي نمي‌كنم. و الله قسم، من با نخست‌وزيري بازرگان مخالف بودم ولي او را هم آدم خوبي مي‌دانستم. و الله قسم، من راي به رياست جمهوري بني‌صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذيرفتم.

 

سخني از سر درد و رنج و با دلي شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزيزمان دارم: من با خداي خود عهد كردم كه از بدي افرادي كه مكلف به اغماض آن نيستم هرگز چشم‌پوشي نكنم. من با خداي خود پيمان بسته‌ام كه رضاي او را بر رضاي مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان عليه من قيام كنند دست از حق و حقيقت برنمي‌دارم.

 

(جلد 21 - صفحه 332)

 

من كار به تاريخ و آنچه اتفاق مي‌افتد ندارم؛ من تنها بايد به وظيفه شرعي خود عمل كنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شريف و نجيب پيمان بسته‌ام كه واقعيات را در موقع مناسبش با آنها در ميان گذارم. تاريخ اسلام پر است از خيانت بزرگانش به اسلام؛ سعي كنند تحت تاثير دروغ‌هاي ديكته شده كه اين روزها راديوهاي بيگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مي‌كنند نگردند. از خدا مي‌خواهم كه به پدر پير مردم عزيز ايران صبر و تحمل عطا فرمايد و او را بخشيده و از اين دنيا ببرد تا طعم تلخ خيانت دوستان را بيش از اين نچشد. ما همه راضي هستيم به رضايت او؛ از خود كه چيزي نداريم، هر چه هست اوست. و السلام.

 

يكشنبه 6 / 1 / 68

 

روح‌الله الموسوي الخميني

نوشته شده توسط مجاهد در جمعه 19 بهمن1386 | موضوع: سیاسی
منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب






Powered by WebGozar


درباره وبلاگ
بیا
دلـم بـهانـه شعـــر نـگفتـه کـرده٬ بـیا
هوای هق هق بغض شکفته کرده بیا
مگر نه اینکه بهار انتظار مــی‌خواهد
دل شکسته ما هم بهار می‌خواهد


مجاهد مانند دیگر انسان‌ها خود را از خطا و اشتباه مبرا نمی‌داند و از انتقادات و پیشنهادات شما دوستان استقبال می کند.
آرشیو مطالب
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آرشیو موضوعات
دانشگاه پیام نور دماوند
مذهبی
سیاسی
پیوندها
پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبریدفترحفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی سيدعلی خامنه ای(مدظله‌ العالی)پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوريیادداشت‌های شخصی رئیس جمهورسایت دانشگاه پیام‌نور دماوندبسیح دانشجویی دانشگاه پیام نور دماوندوبلاگ دانشگاه پیام‌نور دماوندهادی نیوز-وبلگ
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین مجاهد غریب
رسول
کانون فرهنگی رهپویان وصال
خبرنگار مسلمان
نسل بیدار
خاکریزیسم
مقالات علمی گروه PSZine
آرشیو پیوندهای روزانه
لوگوی ما

تبلیغات شما

[dumpname] ([dumpclicks] )


آرشيو لينكدوني